هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

582

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

به حروفى كه مىخواهند قالب مىكنند . بعد آن را روى منگنه گذارده ، قلع گداخته روى آن مىريزند ، قالب قلعى درست مىشود . بعد اين قالب قلعى را زير « منگنه » ديگر مىگذارند . پشت منگنه ، يك طومار كاغذى است به طول 1500 ذرع . از نقطهء ديگر منگنه ، مركب به قالب قلعى مىرسد و متّصل لوله باز شده ، زير منگنه مىآيد به اندازهء بريده شده و فورى چاپ مىشود ، مىريزد روى زمين . « 1 » ساعتى 000 ، 14 نسخه چاپ مىشود . مدير روزنامه مىگفت براى امشب 000 ، 80 نسخه طبع مىكنم . براى اينقدر 6 ساعت وقت منتها لازم است . از اين‌جا كه چاپ مىشد ، يك نفر عمله مىريخت در منگنهء ديگر . آنجا همه « تا » مىشد و جاى ديگرى مىريخت . زحمت آدم هيچ لازم نيست ، جز اينكه هرچه چاپ شود ، از دستگاهى به دستگاه ديگر ببرد . در واقع ، « دار الطبع » ، بيشتر از همه‌جا تماشا داشت . مهمان‌خانه خيلى نزديك به اين‌جا است . همين‌طور پياده رفتم [ به ] منزل . شب ، رفتم به « تماشاخانه » ، قصهء « ورثى » بود ، كه حكايتش معروف است . پرده‌هاى خوب نشان دادند . دخترهاى خوشگل ، ميان بازيگران بود [ ند ] . تا ساعت 12 شب طول كشيد . بعد [ به ] منزل مراجعت كرده ، « سوپه » خوردم و خوابيدم .

--> ( 1 ) . حاجى پيرزاده در سال 1304 ه . ق . مىنويسد : « مستر فين در لندن روزى حقير را به تماشاى كارخانه و دستگاه چاپخانه روزنامه برد . در لندن بسيار روزنامه‌ها چاپ مىشود و هرروزنامه روزى يك كرور يا آنكه 000 ، 700 يا بيشتر هرروزى چاپ مىشود . . . اولا خط روزنامه را به‌طور حروف بر جايى نصب كرده‌اند . بعد از آن كاغذ بسيار كلفتى به روى حروف‌ها گسترده چيزى بر او مىزنند كه حروف‌ها در كاغذ جا مىگيرد . بعد از آن ، آن كاغذ را در لوله گذارده ، سرب آب شده ، در آن لوله مىريزد و آن سرب بسته مىشود و اثر خط در او مىماند . بعد از آن لوله سرب كه به اندازهء بزرگى ورق روزنامه است ، برداشته ، به روى چرخ بخار مىگذارند و باز در آن چرخ ميل‌هايى آلوده به مركب چاپ است ، محاذى لولهء سرب به چرخ بسته‌اند و آن لولهء كاغذ كه يك فرسخ و ربع قد اوست ، مثل توپ چلوارى به دور نوردى پيچيده و به قوه بخار از دور اين نورد باز شده . . . و چرخ حركت مىكند كه به قدر تندى زدن نبض انسان يك روزنامه چاپ مىشود . . . » ( سفرنامه حاجى پيرزاده ، 1 / 301 - 302 )